این شبکه پیچیده که اغلب آن را «سیستم تنفسی ساختمان» مینامند، بهطور مستقیم و قابل اندازهگیری بر راندمان انرژی، کیفیت هوای داخل (IAQ)، آسایش صوتی ساکنان و هزینههای چرخه عمر (LCC) ساختمان تأثیر میگذارد. از آنجا که فنها و هواسازها سهم قابلتوجهی از مصرف انرژی در ساختمانهای تجاری و صنعتی دارند، انتخاب صحیح هندسه و متریال کانال میتواند هدررفت حرارتی و برودتی را بهطرز چشمگیری کاهش دهد و مصرف انرژی را پایین بیاورد.
در این گزارش، با تکیه بر دادههای فنی منابع معتبر بینالمللی مانند SMACNA و ASHRAE و با تطبیق رویهها با مبحث ۱۴ مقررات ملی ساختمان ایران، سه فناوری غالب کانالسازی — کانال اسپیرال (گرد)، کانال چهارگوش (گالوانیزه) و کانال فلکسیبل — را بررسی کردهایم. هر فناوری را از منظر هدررفت فشار و انرژی، نشت هوا، رفتار آکوستیک، قابلیت نصب و نگهداری و هزینههای عملیاتی تحلیل کردهایم.
هدف این تحلیل ارائه یک سند مرجع عملی برای مهندسان مشاور، پیمانکاران و کارفرمایان است تا با کنار گذاشتن پیشفرضهای سنتی، تصمیمی مهندسیشده و متناسب با نیازهای ویژه هر پروژه اتخاذ کنند. نتایج گزارش معیارهای تصمیمگیری فنی و اقتصادی را شفاف میکنند و انتخابهای سازگار با اهداف راندمان انرژی و کیفیت هوا را تسهیل میسازند.
فصل اول: دینامیک سیالات و ترمودینامیک در هندسه کانالها
۱-۱. تحلیل هندسی و تأثیر آن بر جریان هوا
بنیادیترین تفاوت میان کانالهای گرد (اسپیرال) و چهارگوش در هندسه سطح مقطع آنها نهفته است که مستقیماً بر رفتار سیال تأثیر میگذارد. از منظر ریاضی، دایره کارآمدترین شکل هندسی برای محصور کردن یک مساحت مشخص است، زیرا کمترین محیط (Perimeter) را داراست. این ویژگی ذاتی به معنای کاهش سطح تماس سیال با جداره داخلی کانال است. از آنجا که اصطکاک سیال با دیواره (Skin Friction) عامل اصلی افت فشار در مسیرهای مستقیم است، کانالهای گرد ذاتاً دارای افت فشار اصطکاکی کمتری نسبت به کانالهای چهارگوش با مساحت معادل هستند.
در کانالهای چهارگوش، وجود گوشهها (Corners) باعث ایجاد نواحی مرده (Dead Zones) و جریانهای گردابی ثانویه (Secondary Flows) میشود. این تلاطمها نه تنها انرژی جنبشی جریان هوا را مستهلک میکنند، بلکه به عنوان کانونهای تجمع گرد و غبار و ذرات معلق عمل مینمایند که در درازمدت کیفیت هوای عبوری را کاهش میدهند. بر اساس دادههای آزمایشگاهی، در سرعتهای یکسان، کانالهای گرد میتوانند تا ۳۰ درصد افت فشار کمتری نسبت به همتایان چهارگوش خود ایجاد کنند. این اختلاف فشار استاتیکی مستقیماً بر انتخاب فن تأثیر میگذارد؛ به طوری که در سیستمهای اسپیرال میتوان از فنهایی با توان پایینتر استفاده کرد که منجر به کاهش مصرف برق و کاهش نویز تولیدی توسط فن میشود.
۱-۲. نشت هوا و کلاسهای هوابندی (Leakage Classes)
نشت هوا در سیستمهای تهویه مطبوع یکی از پنهانترین و در عین حال پرهزینهترین چالشهای مهندسی است. نشت هوا به معنای خروج هوای تهویه شده (سرد یا گرم) قبل از رسیدن به فضای هدف است که بار حرارتی تجهیزات مرکزی را افزایش میدهد. طبق استانداردهای SMACNA، کانالهای اسپیرال به دلیل فرآیند تولید ماشینی و پیوسته که درزهای طولی را حذف میکند، دارای بالاترین کلاس هوابندی هستند. درزهای مارپیچی این کانالها که تحت فشار پرس میشوند (Lockseam)، مسیری بسیار دشوار برای خروج هوا ایجاد میکنند.
در مقابل، کانالهای چهارگوش دارای درزهای طولی (Longitudinal Seams) و درزهای عرضی (Transverse Joints) متعدد هستند. به ویژه در روشهای سنتی ساخت دستی، درزهای طولی با چکشکاری بسته میشوند که هرگز نمیتوانند هوابندی کاملی ایجاد کنند. تحقیقات نشان میدهد که کانالهای چهارگوش سنتی میتوانند نشت هوایی بین ۱۰ تا ۲۰ درصد داشته باشند، در حالی که این رقم برای سیستمهای اسپیرال استاندارد کمتر از ۱ درصد است. حتی در سیستمهای چهارگوش مدرن با فلنجهای TDF/TDC، گوشههای کانال همچنان نقاط ضعف اصلی در برابر نشت هستند و نیاز به استفاده گسترده از ماستیک و گوشههای فلزی (Corners) دارند.
فصل دوم: مهندسی و ساختار کانالهای اسپیرال (Spiral Duct Technology)
۲-۱. فرآیند تولید و استحکام سازهای
کانالهای اسپیرال از نوار پیوسته فلزی (Coil) تولید میشوند که در دستگاههای فرمدهی لوله (Tubeformer) به صورت مارپیچ پیچیده شده و لبههای آن در هم قفل میشوند. این درز مارپیچی ۴ لایه، نقشی فراتر از اتصال ایفا میکند؛ این درز به عنوان یک کمربند تقویتی پیوسته عمل کرده و ممان اینرسی لوله را در برابر بارهای خارجی و فشار داخلی به شدت افزایش میدهد. این ویژگی سازهای منحصر به فرد اجازه میدهد تا کانالهای اسپیرال با ورقهایی سبکتر و نازکتر نسبت به کانالهای چهارگوش تولید شوند، بدون آنکه دچار تغییر شکل یا کمانش گردند.
به عنوان مثال، برای تحمل فشار مثبت ۱۰ اینچ ستون آب در یک کانال با قطر ۶۰ اینچ، میتوان از ورق گالوانیزه نمره ۲۲ در سیستم اسپیرال استفاده کرد. در حالی که برای دستیابی به همین مقاومت در کانال چهارگوش یا درز جوش طولی، نیاز به ورق نمره ۱۴ یا ۱۶ به همراه تقویتکنندههای نبشی سنگین است. این کاهش ضخامت ورق، وزن کلی سیستم را تا ۴۰ درصد کاهش میدهد که به معنای بار مرده کمتر بر اسکلت ساختمان و سهولت بیشتر در نصب و مهاربندی است.
۲-۲. رفتار آکوستیک و کنترل صدا
یکی از مزایای کمتر شناخته شده اما حیاتی کانالهای اسپیرال، رفتار آکوستیک برتر آنهاست. کانالهای چهارگوش دارای سطوح تخت و مسطح وسیعی هستند که در برابر تغییرات فشار داخلی و جریان توربولانت، مستعد ارتعاش هستند. این پدیده که به “اثر طبل” (Drumming Effect) یا “قوطی روغن” (Oil Canning) معروف است، باعث تولید نویزهای فرکانس پایین میشود که حذف آنها بسیار دشوار است.
در مقابل، سطح مقطع قوسی و صلبیت بالای کانالهای اسپیرال، اجازه ارتعاش دیوارهها را نمیدهد. علاوه بر این، جریان هوای آرام و بدون تلاطم در این کانالها، صدای تولید شده توسط خودِ جریان هوا (Self-generated Noise) را به حداقل میرساند. در کاربردهای حساس به صدا مانند سالنهای کنسرت، استودیوها و کتابخانهها، استفاده از کانالهای اسپیرال، به ویژه نوع دوجداره (Double-wall) با عایق میانی جاذب صدا، راهکاری استاندارد محسوب میشود.
۲-۳. زیباییشناسی در معماری اکسپوز (Exposed Ductwork)
در دهه اخیر، پارادایم طراحی داخلی به سمت نمایش عریان تأسیسات (Exposed Services) تغییر جهت داده است. در این سبک، کانالهای اسپیرال به دلیل فرم استوانهای کامل، خطوط مارپیچ منظم و کیفیت سطح بالا، به عنوان یک المان دکوراتیو مورد استفاده قرار میگیرند. بر خلاف کانالهای چهارگوش که نیاز به ساپورتهای ناودانی و فلنجهای برجسته دارند و ظاهری خشن و صنعتی (به معنای منفی) ارائه میدهند، کانالهای اسپیرال با سیستمهای تعلیق تکمیلهای (Single Rod) و بستهای کابلی، نمایی مدرن، سبک و مینیمال خلق میکنند. قابلیت رنگپذیری بالای ورقهای گالوانیزه با رنگهای پودری الکترواستاتیک، به طراحان داخلی اجازه میدهد تا کانالها را با تم رنگی محیط هماهنگ کنند.
فصل سوم: تحلیل سیستمهای کانال چهارگوش
۳-۱. مزیت انحصاری: مدیریت ارتفاع در فضاهای محدود
علیرغم برتریهای آیرودینامیکی کانالهای گرد، کانالهای چهارگوش همچنان در صنعت تهویه جایگاه خود را حفظ کردهاند. دلیل اصلی این امر، قابلیت تطبیق پذیری هندسی آنها با محدودیتهای معماری است. در بسیاری از ساختمانهای مسکونی و اداری، ارتفاع سقف کاذب (Plenum Space) بسیار محدود است. کانال اسپیرال دارای قطر ثابت است و کاهش ارتفاع آن مستلزم کاهش مساحت سطح مقطع است که ظرفیت هوا را محدود میکند. اما در کانال چهارگوش، میتوان با تغییر نسبت ابعادی (Aspect Ratio) – مثلاً تبدیل یک کانال ۵۰x۵۰ به ۱۰۰x۲۵ – ارتفاع را کاهش داد در حالی که مساحت سطح مقطع ثابت باقی میماند.
با این حال، مهندسان باید توجه داشته باشند که افزایش نسبت عرض به ارتفاع (Aspect Ratio) بیش از ۴ به ۱، اگرچه مشکل ارتفاع را حل میکند، اما هزینه ساخت را به شدت افزایش میدهد (مصرف ورق بیشتر برای محیط یکسان) و راندمان جریان هوا را کاهش میدهد.
۳-۲. چالشهای ساخت و نصب
ساخت کانالهای چهارگوش فرآیندی کارگر-محور است، به ویژه در روشهای سنتی که نیاز به برشکاری، خمکاری و ایجاد اتصالات دستی (پیچ و مهره یا کشویی) دارد. سیستمهای مدرنتر مانند TDF (Transverse Duct Flange) که فلنج را از خودِ ورق بدنه شکل میدهند، سرعت کار را بهبود بخشیدهاند، اما همچنان چالش هوابندی گوشهها پابرجاست. گوشههای کانال چهارگوش، نقاط تمرکز تنش و نشت هستند و نیاز به نصب دستی قطعات گوشه (Corners) و تزریق دقیق ماستیک دارند. عدم دقت در این مرحله میتواند منجر به نشتیهای قابل توجه شود که در تستهای فشار (Duct Leakage Testing) نمایان میگردد.
۳-۳. لجستیک و حمل و نقل
یکی از مزایای لجستیکی کانالهای چهارگوش، امکان ارسال آنها به صورت قطعات “L” شکل (L-sections) است که میتوانند در یکدیگر چیده شوند (Nesting). این ویژگی باعث میشود که حجم محموله در کامیونها به شدت کاهش یابد و هزینههای حمل و نقل برای پروژههای دوردست بهینه گردد. قطعات سپس در محل پروژه مونتاژ میشوند. این در حالی است که کانالهای اسپیرال حجم ثابتی دارند و حمل هوا (Air Shipping) میکنند که هزینهبر است، مگر اینکه از تکنیک قرار دادن لولههای سایز کوچک داخل لولههای سایز بزرگ استفاده شود.
فصل چهارم: کانالهای فلکسیبل؛ کاربردها، بایدها و نبایدها
۴-۱. ساختار و فیزیک جریان
کانالهای فلکسیبل معمولاً از یک هسته داخلی (Core) شامل لایههای پلیاستر یا آلومینیوم که توسط یک فنر فولادی تقویت شدهاند، تشکیل شدهاند. این هسته اغلب توسط لایهای از عایق پشم شیشه یا پلیاستر و یک روکش محافظ بیرونی (Jacket) پوشانده میشود. سطح داخلی این کانالها به دلیل ساختار خرطومی و فنری، زبری (Roughness) بسیار بالایی دارد. ضریب اصطکاک در کانالهای فلکسیبل چندین برابر کانالهای فلزی صاف است که منجر به افت فشار شدید در طول مسیر میشود.
۴-۲. استانداردهای نصب و محدودیتها
متأسفانه در بسیاری از پروژههای ساختمانی ایران، به دلیل سهولت نصب و قیمت پایین، از کانالهای فلکسیبل به عنوان جایگزین کامل کانالکشی صلب استفاده میشود که از نظر مهندسی مردود است. طبق استانداردهای بینالمللی SMACNA و مبحث ۱۴ مقررات ملی ساختمان:
طول مجاز: استفاده از کانال فلکسیبل تنها برای انشعابات نهایی (Run-outs) و اتصال کانال صلب به دریچه مجاز است. حداکثر طول مجاز معمولاً ۱.۵ تا ۲.۵ متر (۵ تا ۷ فوت) توصیه میشود. استفاده در طولهای بیشتر منجر به افت فشار غیرقابل جبران و کاهش دبی هوا میشود.
اجتناب از فشردگی: کانال فلکسیبل باید در حالت کاملاً کشیده (Fully Extended) نصب شود. فشردگی طولی باعث افزایش تراکم حلقههای فنری و افزایش شدید افت فشار میشود.
شعاع خمش: برای جلوگیری از گرفتگی جریان (Kinking)، شعاع خمش نباید کمتر از یک برابر قطر کانال باشد. خمهای تند باعث ایجاد تلاطم شدید و صدای هوا میشوند.
ساپورتگذاری: فواصل ساپورتها نباید از ۱.۵ متر تجاوز کند و بستهای نگهدارنده باید پهن باشند تا از له شدن عایق و تغییر شکل سطح مقطع جلوگیری کنند (حداکثر شکمدادگی مجاز ۴ سانتیمتر در متر است).
۴-۳. کاربردهای مناسب
کانالهای فلکسیبل در جذب لرزشها و خطاهای اجرایی کوچک بسیار کارآمد هستند. آنها میتوانند به عنوان لرزهگیر نهایی بین دستگاه داکت اسپلیت و کانال اصلی، یا بین کانال و پلنیوم باکس دریچهها عمل کنند. همچنین خاصیت آکوستیک آنها در جذب برخی فرکانسهای صوتی ناشی از فن مفید است، مشروط بر اینکه طول آنها کنترل شده باشد.
فصل پنجم: تحلیل مقایسهای و ماتریس تصمیمگیری
۵-۱. مقایسه عملکردی (Performance Metrics)
۵-۲. تحلیل اقتصادی چرخه عمر
تصمیمگیری اقتصادی نباید صرفاً بر اساس قیمت اولیه متریال باشد. آنالیز هزینه چرخه عمر نشان میدهد که کانال اسپیرال با وجود قیمت اولیه بالاتر در برخی اقطار، در مجموع اقتصادیتر است:
کاهش متریال: سطح جانبی کمتر و ضخامت ورق کمتر در اسپیرال، هزینه خرید فولاد را کاهش میدهد.
نصب سریعتر: طول شاخههای بلندتر (۳ متر در برابر ۱.۲ متر) به معنای تعداد فلنج کمتر، تعداد ساپورت کمتر و نفر-ساعت کمتر برای نصب است. برآوردها حاکی از کاهش تا ۵۰ درصدی هزینه نصب اسپیرال نسبت به چهارگوش است.
صرفهجویی انرژی: کاهش نشت هوا و افت فشار باعث میشود که بتوان از تجهیزات کوچکتر (فن، چیلر) استفاده کرد و در طول دوران بهرهبرداری، هزینه برق مصرفی به طور چشمگیری کاهش یابد. مطالعات نشان میدهد سیستمهای هوابند میتوانند تا ۳۰ درصد در مصرف انرژی فن صرفهجویی کنند.
فصل ششم: راهنمای تخصصی انتخاب برای کاربردهای ویژه
۶-۱. مراکز درمانی، بیمارستانها و اتاقهای تمیز
در محیطهای درمانی، کنترل عفونت و کیفیت هوا اولویت مطلق است.
توصیه: استفاده از کانالهای اسپیرال استنلس استیل (SS 304/316) یا آلومینیوم.
دلایل فنی: کانالهای چهارگوش به دلیل داشتن گوشههای تیز، محل تجمع هاگ، قارچ و باکتری هستند و تمیزکاری آنها دشوار است. در مقابل، کانالهای گرد هیچ نقطه کوری برای تجمع آلودگی ندارند و شستشوی آنها با رباتهای تمیزکننده (Duct Cleaning Robots) بسیار موثرتر است. همچنین در اتاقهای ایزوله (فشار منفی) و اتاقهای عمل (فشار مثبت)، هوابندی کلاس بالای اسپیرال برای حفظ اختلاف فشار حیاتی است. استفاده از کانالهای فلکسیبل در این محیطها باید به شدت محدود و یا ممنوع شود، زیرا سطح داخلی آنها قابل تمیزکاری نیست.
استاندارد ویژه: در سیستمهای تخلیه هوای آلوده (Exhaust) و هودهای شیمیایی آزمایشگاهها، استفاده از کانالهای استیل جوشی یا اسپیرال با درزهای پرشده با سیلیکون آنتیباکتریال الزامی است.
۶-۲. محیطهای صنعتی و تخلیه دود
توصیه: کانال اسپیرال گالوانیزه با ضخامت بالا.
دلایل فنی: در سولههای صنعتی و پارکینگها، سیستمهای تخلیه دود باید توانایی تحمل فشارهای بالا و دماهای بالا را داشته باشند. استحکام حلقوی کانال اسپیرال آن را در برابر فشارهای منفی شدید (که میتواند باعث مچاله شدن کانال چهارگوش شود) مقاوم میسازد. همچنین طولهای بلند شاخهها، سرعت نصب را در ارتفاع زیاد سولهها افزایش میدهد.
۶-۳. فضاهای تجاری و اداری لوکس
توصیه: کانال اسپیرال اکسپوز (رنگ کورهای).
دلایل فنی: علاوه بر جنبه زیباییشناسی، استفاده از کانال اسپیرال در فضاهای باز (Open Plan) باعث توزیع یکنواختتر هوا میشود. استفاده از دریچههای نازلی یا جت دیفیوزرها که مستقیماً روی کانال گرد نصب میشوند، نیاز به انشعابات پیچیده را حذف کرده و هزینهها را کاهش میدهد.
۶-۴. ساختمانهای مسکونی (Residential Ducted Splits)
توصیه: ترکیبی (چهارگوش برای رایزر/اصلی و فلکسیبل برای انشعاب) یا کانالهای پیشعایق پلیاورتان.
دلایل فنی: در آپارتمانها، محدودیت سقف کاذب معمولاً اجازه استفاده از اسپیرال را نمیدهد. کانالهای چهارگوش گالوانیزه یا پلیاورتان به دلیل قابلیت کاهش ارتفاع، گزینه اصلی هستند. استفاده از کانال فلکسیبل در انتهای مسیر (اتصال به دریچه) برای کاهش صدای دستگاه داکت اسپلیت و سهولت اجرا در فضای تنگ بالای کمدها بسیار رایج و منطقی است، مشروط بر اینکه طول آن کوتاه باشد.
فصل هفتم: ملاحظات اجرایی و وضعیت بازار ایران
۷-۱. زنجیره تأمین و قیمتگذاری
در بازار ایران، مدل قیمتگذاری این سه نوع کانال متفاوت است:
کانال اسپیرال: معمولاً بر اساس “متر طول” یا وزن (کیلوگرم) و قطر دهانه قیمتگذاری میشود. تولیدکنندگان داخلی نظیر “اسپیرالی” و “تهویه نو” لیست قیمت مشخصی دارند. استفاده از اتصالات فابریک (زانو، تبدیل) که با پرس تولید میشوند، قیمت را افزایش میدهد اما کیفیت و سرعت را تضمین میکند.
کانال چهارگوش: قیمتگذاری عمدتاً بر اساس وزن ورق خام مصرفی + دستمزد ساخت (اجرت) به ازای هر کیلوگرم یا متر مربع سطح کانال است. نوسانات قیمت ورق گالوانیزه (تولید فولاد مبارکه، کاشان یا هفت الماس) مستقیماً بر هزینه نهایی تأثیر دارد.
کانال فلکسیبل: به صورت شاخههای ۶ یا ۱۰ متری در کارتن بستهبندی شده و بر اساس قطر و نوع عایق (پلیاستر، الاستومری، پشم شیشه) قیمتگذاری میشود.
۷-۲. چالشهای نصب در ایران
یکی از چالشهای اصلی توسعه کانال اسپیرال در ایران، نیاز به نقشهبرداری دقیق (As-built) قبل از ساخت است. بر خلاف کانال چهارگوش سنتی که کانالساز میتواند در محل پروژه (On-site) ورق را برش داده و تغییر ابعاد دهد، کانال اسپیرال کاملاً کارخانهای (Pre-fabricated) است و امکان تغییر سایز در محل وجود ندارد. این موضوع نیازمند مهندسی دقیقتر در فاز طراحی است.
همچنین، موضوع حمل و نقل (Transportation) برای پروژههای دور از مراکز تولیدی چالشبرانگیز است. کانالهای اسپیرال حجم زیادی از هوا را اشغال میکنند. راهکار رایج در ایران، استفاده از روش تودرتو (Nesting) است؛ بدین صورت که لولههای با قطر کوچکتر داخل لولههای بزرگتر قرار میگیرند تا ظرفیت کامیون بهینه شود.
۷-۳. تطبیق با مبحث ۱۹ و صرفهجویی انرژی
با توجه به سختگیرانهتر شدن الزامات مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان در زمینه عایقکاری و صرفهجویی انرژی، استفاده از کانالهای اسپیرال دوجداره (پیشعایق کارخانهای) و یا کانالهای پلیاورتان رو به گسترش است. کانالهای چهارگوش گالوانیزه سنتی که در محل عایقکاری میشوند، اغلب دارای پلهای حرارتی (Thermal Bridges) در محل فلنجها و ساپورتها هستند که راندمان عایق را کاهش میدهد، در حالی که سیستمهای پیشعایق پیوستگی حرارتی بهتری ارائه میدهند.
جمعبندی مدیریتی
انتخاب نوع کانال هوا یک تصمیم چندوجهی است که نباید تنها بر اساس هزینه اولیه ورق فلزی اتخاذ شود. شواهد فنی و اقتصادی حاکی از آن است که کانالهای اسپیرال برای اکثر کاربردهای مدرن (به جز فضاهای با محدودیت شدید ارتفاع) گزینهی برتر هستند. آنها هوابندی بهتر، صدای کمتر، بهداشت بالاتر و هزینه نهایی نصبشدهی کمتری ارائه میدهند. کانالهای چهارگوش باید به عنوان راهکار حلکننده مشکل فضا (Problem Solver) در سقفهای کوتاه و یا برای تطبیق با تجهیزات خاص نگریسته شوند، نه انتخاب پیشفرض. کانالهای فلکسیبل نیز ابزاری کارآمد برای اتصالات نهایی هستند، اما استفاده افراطی از آنها به عنوان جایگزین کانالکشی اصلی، خطایی مهندسی است که منجر به اتلاف انرژی و افت عملکرد سیستم در درازمدت خواهد شد. برای پروژههای حساس مانند بیمارستانها و اتاقهای تمیز، جایگزینی برای سیستمهای گرد هوابند و قابل شستشو وجود ندارد و هرگونه مصالحه در این بخش، ریسکهای بهداشتی جدی به همراه خواهد داشت.

پروفیل و اتصالات
پروفیکس
پروفیل سنگین
براکت
سینی کابل
انواع بست
فلنج و اتصالات
وال پست
سیستم انکر
پیچ متری
عایق الاستومری
انواع کانال
بدون دیدگاه